يك داستان عجيب( لطفا آن را تا انتها بخوانيد)
اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد.  مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را  به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا  از راهبان صومعه  پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم  اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»

[ادامه مطلب]
|لينك ثابت| سه شنبه 7 خرداد 1387 نظرت چيه ؟ .. 5 نظر وجود دارد || سارا
منو ببخش عزیزم

 

 

  ببخش عزیزجونم دلم جوونی کرده                            با تو اگه یه لحظه نامهربونی کرده

چه سرنوشت خوبی وقتی خود خدا هم                   واسه دل کوچیکت پا در میونی کرده

عزیز خوب قصه قشنگ آرزوهام                               وقتی که خیلی تنهام قهر نکن با چشمهام

قهر نکن عشق من قهر تو آتیشمه                          من نمیخوام بسوزم وقتی دلت پیشمه

برای داشتن تو چه راه دوری رفتم                            دلم میخواد بدونی راهو چه جوری رفتم

 

 

اکنون مي خواهم دنيا پنجره اي بشود و من از قاب آن بر افق نگاه کنم و آنقدر دعا بخوانم که تو با نخستين خورشيد به خانه ام بيايي.
اکنون دوست دارم باغهاي زمين را دور بريزم،آنگاه گلهاي تازه اي بيافرينم و تقديم تو کنم.

 

منو ببخش عزیزم  

|لينك ثابت| دوشنبه 9 ارديبهشت 1387 نظرت چيه ؟ .. 3 نظر وجود دارد || سارا
سلام 87
سین اول سلام؛ سلام به بهار و باران و یاران، سلام به پاکی چشمه‌ساران
سین دوم سحر؛ سحر که مرغ می‌خواند، سحر که آوازش را سپیدار بیدار می‌داند
سین سوم، سادگی؛ ساده باشیم مثل بنفشه کنار جوی با پاکی هم‌کاسه باشیم
سین چهارم، سرود؛ سرود شقایق و شعر و شور، سرود پرواز به دور
سین پنجم، سپید؛ دست‌مان سپید، قلب‌مان سپید، مثل پرنده‌ای که به آسمان پرید
سین ششم، سفر؛ سفر کنیم با سیمرغ و صبح و شکوفه‌ی سیب، به سرزمین آب و نسترن و نی
سین هفتم، سلام؛ دوباره سلام، سلام به صبح و سپیده و سحر، سلام به پرواز و پر
 
سلام به ۸۷ . و به همه ي شما دوستاني كه با اينكه من نبودم باز به وبلاگم سر زدين و پيام هاي محبت آميزتون رو برام گذاشتين.
شادترين روزها و آرامترين شبها رو براتون آرزومندم.
|لينك ثابت| يكشنبه 11 فروردين 1387 نظرت چيه ؟ .. 9 نظر وجود دارد || سارا
لیلی زیر درخت انار
لیلی  زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد.گل داد سرخ .سرخ
گل ها انار شد داغ داغ هر اناری هزار تا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند
انار کوچک بود دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی  انار ترک خورده را از درخت چید.مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد
|لينك ثابت| جمعه 30 شهريور 1386 نظرت چيه ؟ .. 15 نظر وجود دارد || سارا
شش سایت براي تحقيق دانشجویی

 

شش سایت که هر دانشجویی قبل از تحقیق باید ببیند

اینرنت یکی از مهمترین منابعی است که امروز می توان از آن برای کسب اطلاعات در زمینه های مختلف استفاده کرد. اگرچه حجم اطلاعات مفید موجود در اینترنت به زبان فارسی در مقایسه با دریای عظیم اطلاعات انگلیسی در شبکه بسیار اندک است اما حرکت های مهمی در این زمینه انجام شده است. پنج سایت زیر از آن جهت از بین ده ها سایت آموزشی فارسی زبان انتخاب شده اند که اولا کاملا به زبان فارسی می باشند و ثانیا دسته بندی موضوعات آن ها به نحوی است که می تواند مورد استفاده طیف وسیعی از علاقه مندان قرار بگیرد. با این حال این سایت ها هنوز نمی توانند بطور کامل نیازهای دانش آموزان و دانشجویان را مرتفع سازند و همچنان منابع انگلیسی پاسخ گوی نیاز آن هاست.اگر چه نیاز امروز ، یادگیری و تسلط بر زبان انگلیسی را می طلبد اما باید برای افزایش کمی و کیفی این گونه سایت ها کوشید.

1. ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

بیشتر کسانی که کاربر اینترنت هستند و از آن استفاده دیگری به غیر از چت کردن و چک کردن ایمیل می کنند ، ویکی پدیا را می شناسند. مجموعه سایت های ویکی که به زبان های بسیار زیادی از جمله فارسی عرضه شده است در واقع یک دانشنامه جهانی و غیر انتفاعی است که هر کسی می تواند مطلبی در آن اضافه کند و حتی مطالب دیگران را اصلاح کند.از این جهت ویکی کاملترین منبع برای تحقیق می باشد. تا لحظه نوشتن این مطلب ، ۲۳٬۰۰۴ نوشتار به زبان فارسی در موضوعات مختلف از جمله علوم پایه (فیزیک - ریاضیات - شیمی - زیست‌شناسی - جغرافیا - زمین‌شناسی - ستاره‌شناسی) ، علوم کاربردی (مهندسی - فناوری - رایانه - پزشکی -علم بهداشت - حقوق - مدیریت - کشاورزی - ارتباطات - اقتصاد) ، علوم انسانی ، فلسفه ، فرهنگ و هنر در سایت موجود بوده که به راحتی با جستجو کردن در آن قابل مشاهده می باشد. ویکی پدیا از آن جهت که کاملا توسط خود کاربران نوشته و برور رسانی می شود نیازمند مساعدت تمامی کسانی است که در هر زمینه اطلاعاتی دارند.در حال حاضر تعداد نوشتارهای ویکی فارسی در مقایسه با ویکی های زبان های دیگر مانند انگلیسی ، آلمانی ، هلندی ، ژاپنی و … بسیار اندک (در حدود یک دهم) است.

2. مهندس

مهندس را می توان در ردیف سایت های اشتراک گذاری لینک (Web2.0) قرار داد.این سایت یک پورتال علمی است که محتویات آن که در واقع لینک به مطالب مفید و اخبار جدید است ، توسط کاربرانش تامین می گردد.سایت مهندس ، هنوز در مراحل آزمایشی به سر می برد و استفاده از لینک های آن برای عموم آزاد است اما با عضویت در سایت که البته رایگان و راحت است می توان لینک های جدید ارسال کرد و به لینک هایی که دیگران اشتراک گذارده اند رای داد.همانطور که از اسم سایت مشخص است ، مهندس تمرکز خود را بر روی رشته های فنی-مهندسی گذارده است. در حال حاضر دسته بندی های سایت شامل اغلب رشته های مهندسی می شود . لینک های مرتبط با کامپیوتر، مکانیک، الکترونیک، عمران، معدن، متالورژی و … به راحتی از طریق دسته بندی های انجام شده قابل دسترسی و استفاده می باشد.

3. آکادمیست

 وب سایت آکادمیست یا دانشجویان ، آن گونه که در صفحه اول آن نیز آمده است در اواخر سال 1385 شمسی و با هدف گردآوری مطالب و مقالات پراکنده علمی کار خود را آغاز کرده است . سایت ظاهر ساده ای دارد و به سادگی کاربران را به صفحه های مورد نظرشان هدایت می کند. عضویت در سایت در صورتی که بخواهید فقط از امکانات اصلی آن استفاده کنید اجباری نیست ولی برای استفاده از تالارهای گفتگو و عضویت در انجمن های آن و همچنین درج مطالب و مقالات و نظراتتان این کار الزامی می باشد.آن چه که از صفحه راهنمای سایت برمی آید ، برای استفاده از امکانات سایت ممکن است در آینده هزینه ای از اعضا دریافت شود اگرچه در حال حاضر استفاده از این امکانات به طور کامل رایگان است.دانشجویان بر خلاف مهندس ، بیشتر بر روی مطالب مرتبط با رشته های علوم انسانی و تجربی متمرکز شده است. فهرست منابع سایت دانشجویان را می توان در این صفحه مشاهده کرد.

4. رشد

  شبكه ملي مدارس ايران (رشد) ، بر خلاف سایت های ذکر شده دولتی است و دفتر توسعه فن آوری اطلاعات آموزشی مسئولیت آن را بر عهده دارد. این سایت بیشتر برای دانش آموزان مفید است ولی در برخی زمینه ها می تواند مورد استفاده دانشجویان نیز قرار بگیرد. شاید بخش انجمن های آن را بتوان مفیدترین قسمت آن ذکر کرد. پایگاه رشد ، به هیچ وجه انتظاراتی را که از یک سایت با منابع مالی قوی می رود برآورده نمی کند و برای مثال بخشي در بانک نرم افزار آن که می تواند به یک مرجع برای برنامه های مفید آموزشی و رایگان بدل شود می توانید برنامه AV Voice Changer را دانلود کنید !

* این دفتر یک سایت دیگر هم دارد که البته کمی قابل تحملتر است. سایت دانشنامه ، هم فارسی است و هم دسته بندی موضوعی دارد اما بیشتر به درد دانش آموزان می خورد.

5. من می پرسم

  iaskit  يك موجود از نوادگان نسل جديد وب، يعني وب 2 است. iAskIt محلي است تا افراد بتوانند سوالات خود را در زمينه‌هاي مختلف مطرح كنند و پاسخ آن‌ها را از ديگر كاربران دريافت كنند.اگر سوالی ذهن شما را به خود مشغول کرده است و یا می خواهید در مورد موضوعی اطلاعاتی دریافت کنید می توانید سوال خود را در اینجا مطرح کنید.سوال ها در دسته بندی های موجود دسته بندی می شوند. سایت iAskIt از روی Yahoo!Answer الگوبرداری شده است ولی هنوز راه زیادی را در پیش دارد تا به عنوان پاسخگوی پرسش های ایرانیان تبدیل شود.

6. مقالات علمی ایران

نزدیک به نیمی از مقالاتش در مورد کامپیوتر است ولی در رشته های دیگر هم مقالاتی دارد.چیزهای خوبی در این سایت پیدا می شود.برای نمونه می توانید مقاله جالبی در مورد “ الگوريتم کلوني مورچه” که از جدیدترین نظریه های مهندسی برق است در این سایت پیدا کنید. نکته مثبت این سایت این است که مقالات در نسخه PDF برای دانلود وجود دارد ولی برای استفاده ازامکانات سایت ، ثبت نام اجباری است.

* مسلما سایت های زیادی مشابه سایت های مذکور وجود دارد.پس اگر شما هم سایتی را می شناسید که می تواند به این لیست کوچک اضافه شود خواهش می کنم آن را در قسمت نظرات معرفی کنید تا پس از بررسی به لیست افزوده شود.

 

|لينك ثابت| سه شنبه 13 شهريور 1386 نظرت چيه ؟ .. 14 نظر وجود دارد || سارا
ترفند های ويندوز5

 

Login خودكار در ويندوز xp

فرض كنيم شما تنها كاربري هستيد كه از سيستم‌تان استفاده مي‌كنيد. اگر شما ويندوز xp را طوري تنظيم كرده‌ايد كه هر بار بايد با پسورد وارد آن شويد و يا اينكه هربار صفحه Logon بي دليل ظاهر مي‌شود با اين آموزش مي‌توانيد كاري كنيد كه ويندوز XP به صورت اتوماتيك و مستقيم و بدون درخواست پسورد وارد حساب كاربري شما (Account شما) شود.

فقط توجه داشته باشيد كه اين آموزش فقط براي افرادي مفيد خواهد بود كه به تنهايي از سيستم‌شان استفاده مي‌كنند و سيستم كاربر ديگري ندارد، در غير اينصورت، تمام كاربران مي‌توانند بدون هيچ ممانعتي به حساب شما دسترسي پيدا كنند.

 

    

 

براي اين كار مراحل زير را دنبال كنيد:

1- ابتدا از طريق منوي Start برنامه Run را اجرا كنيد.

2- سپس در آن تايپ كنيد control userpasswords2 و بعد کليد Enter را بزنيد. با اين كار برنامه User Accounts باز مي‌شود.

3- در صفحه‌اي كه باز مي‌شود، حساب کاربري را كه مي‌خواهيد به عنوان حساب اصلي و ابتدايي در نظر گرفته شود انتخاب كنيد ( آن را Highlight كنيد).

4- بعد از اين كار تيك كنار عبارت User must enter a user name and password to use this computer را حذف كنيد.

5- سپس روي دكمه Apply كليك نماييد. سپس يك پيغام نمايش داده مي‌شود كه براي تأييد پسورد کاربري كه انتخاب كرده‌ايد مي‌باشد. پس از تأييد روي دكمه Ok كليك نماييد.

بعد از يك بار Restart كردن سيستم، تغييرات اعمال مي‌شود

 


 

                                       تغییر پسورد بدون دانستن پسورد قبلی

 

همون طور که میدونید برای عوض کردن پسورد در ویندوز XP می بایست پسورد قبلی را تایپ کرد و سپس می توان پسورد جدید را جایگزین کرد. شما می توانید با استفاد از این ترفند بدون نیاز به دانستن پسورد قبلی ، پسورد جدیدی را بر روی سیستم قرار دهید.از منوی استارت گزینه ی run رو بزنید بعد از اون control userpasswords2 رو تایپ کنید از منویی که باز میشه اسم username ها رو نوشته روی هرکدوم که کلیک کنید اون پایین یه گزینه داره به اسمه reset password اونو که بزنید دوبار پسورد دلخواهتونو تایپ کنید .

                                                                

 


 

چگونه از پسورد ویندوز فرار کنیم ؟

 

یکی از مشکلات ویندوز xp راه نفوذ به آن در صورت فراموش کردن password می باشد .همانطور که همه شما می دانید xp امکان جالب switch user را دارد که می توان محیط را برای کار user های مختلف فراهم کرد .حالا اگر شما این password را فراموش کنید چاره چیست؟. در این حالت چند راه نفوذ هست و آن این است که در هنگام ظاهر شدن منوی کاربران در ابتدا ، دو بار کلیدهایALT+CTRL+ DELETE را فشار دهید سپس در قسمت نام کلمه administrator را تایپ کرده و قسمت password را خالی بگذارید و Ok را بزنید در این حال وارد سیستم می شوید.

 

حال اگر در هنگام نصب ویندوز Xp برایAdmin پسورد گذاشته باشند چه کار کنیم؟

برای این کار هنگام بالا آمدن ویندوز کلید F8 را زده سپس بسته به نوع نیاز خود بکی از گزینه های Safe Mode را انتخاب کنید.

بعد از وارد شدن به ویندوز در منو Start کلیک کنید سپس گزینه RUN را انتخاب کرده ودر جای خالی عبارت Control userpasswords2 را تایپ کنید.

پنجره باز شده دارای 2 TAB به نام هایUsers & Advanced می باشد.

TAB Users را انتخاب کرده و تیک گزینه:User must enter a username and password to use this computer را بردارید.

با برداشتن تیک این گزینه دیگر هنگام ورود به ویندوز از شما پسورد گرفته نمی شود.

 

حالا با استفاده از گزینه Add می توان نام کاربری را به آن اضافه و با استفاده از گزینه Remove می توان نام کاربری را حذف کرد همچنین با استفاده از گزینه Properties می توان میزان دسترسی کاربران به ویندوز را تعیین کرد.

 

                                                                   

 


 

|لينك ثابت| چهارشنبه 31 مرداد 1386 نظرت چيه ؟ .. 17 نظر وجود دارد || سارا
چه امید عبثی

نیمه شب بود و تو در خاطر من چون هرشب

 

             ره خواب بر چشم ترم می بستی   

 

                 در خیال من و اندیشه من بودی تو

 

                       نه همین شب همه شب ها هستی

 

خاطرت آرام به اندیشه من می آید

 

همره خاطر تو بغض و غرن می آید

 

همه شب حال من این است

 

                             نه این شب تنها

 

همه بی تابی و شب بیداری

 

                             گونه تر کردن ها

 

تو کدامین شب از این حال دلم با خبری ؟

 

                          تو چه دانی که چه سان می گذرد ؟

 

                          لحظه ها ، ثانیه ها ، بی تو سرکردن ها

 

....کاش می دانستی

 

          کاش می دانستی شوق دیدار تو در سر دارم

 

.....کاش می دانستم  

 

          کاش می دانستم که اگر باز بگویم با تو

 

                                         از تو چه پاسخ دارم

 

....کاش می دانستی

 

           کاش می دانستی که به اندازه این فاصله ها        

 

                                       من از این فاصله ها بیزارم

 

....کاش می دانستم

 

           کاش می دانستم که چه در سر داری

 

                     چیست برهان دمی لطف و دمی آزارم

 

کاش می دانستی        کاش می دانستم

 

چه بگویم با تو ؟

 

چه بگویم از تو ؟

 

به که گویم جز تو ؟

 

                     چه بگویم با تو ؟   

 

                                    تو که هر قصه من میدانی

 

                     چه بگویم با تو ؟

 

                                   تو که احوال پریشان مرا میدانی

 

                    چه بگویم از تو ؟

 

                                   نشود گفت همه جور تو در یک دفتر

 

                   چه بگویم از تو ؟

 

                                   که چه کرد شمع به پروانه ؟!!                                       

 

                                   نه ....... از آن هم بدتر

 

  به که گویم جز تو ؟

 

                   همه لب تر کرده ز پیمانه شب  

 

                                         مست خوابند همه

 

                        این همه مست کجا هوش شنیدن دارد

 

  به که گویم جز تو ؟

 

                    من در این خلوت تاریک در این بند اطاق

 

                             این همه دیوار کجا گوش شنیدن دارد         

 

 

 

نشد این تا ز سر لطف شبی

 

                           سوی من آیی و

 

                                        بر من نظر تازه کنی

 

نشد آن تا ز سر بخت شبی

 

                           همچو گم کرده رهی

 

                                       از سر کویم گذری

 

چو نه ای لطف تو داری ، نه من آن اقبال

 

شوق دیدار تو را ............

 

چه امید عبثی ، آرزوئی چه محال

 

|لينك ثابت| شنبه 20 مرداد 1386 نظرت چيه ؟ .. 11 نظر وجود دارد || سارا
بدون عنوان

نمي دونم چرا فرصت نمي كنم آپ كنم.

 

|لينك ثابت| پنجشنبه 11 مرداد 1386 نظرت چيه ؟ .. 8 نظر وجود دارد || سارا
تنهاي گمشده

 

به نام او كه زيباست

 

    سلام به بغض هاي قدغن ! سلام به سکوت هاي ناگهان ! به اشک هاي نيامده . به درد دل هاي ممنوع و هوس هاي بي شکيب و تمناهاي نامرغوب.

وقتي شب است و در معرض دلتنگي هاي هنوز خويش خودکار مي شوي و نمي نويسي ؛ ...

پس بيهوده اي...

وقتي براي ورق زدن خودت منتظر اجازه ي لحظه هاي عصا قورت داده مي ماني و دائم پشت گريه هاي مرسومت ترمز مي کني ؛ پس به درد ديوانگي نمي خوري. جامه ي شاعري و جنون بر قامت ناسازگارت به ادعايي پر فريب مي ماند.

نترس ! همه خودي اند . حرف بزن که عقربه هاي خواب آور ، دست و پا گم کرده تقويم کلماتت را در سراشيب شمّاطه دار جواني بسمت سالخوردگي هل ندهند.

حرف بزن که کودک احساسات يتيم مانده ات سطر به سطر آرام بگيرد و عروسک هاي گمشده شعرش را بياد بياورد که در زير کدامين درخت بيد ، در گرماي تابستاني کدام نيمکت مدرسه اي ، کدام دغدغه ي دانشگاه جا گذاشته و گريخته است .

شب است ...بگو ! که تا صبح نيامده از دردهايت غزلي بسازم و اينهمه ستاره را سوسوي قافيه ها کنم ...

کسي از پشت ماه اشک هايت را مي شمرد . شايد خدا باشد....

 

بيقرار ديدنت

|لينك ثابت| پنجشنبه 14 تير 1386 نظرت چيه ؟ .. 21 نظر وجود دارد || سارا
سهم من ...

 

 گاهي فکر مي کنم بر خلاف آنچه به نظر مي آيد يا شايد هم مي رود، زندگي من شايد تنها به صداي زنگي رنگ مي گيرد.يک آواي آشنا از فرسنگ ها دور تر از لحظه هاي تلخ تنهايي.

 

 گاه شايد تنها يک بهانه ساده آغازيست براي اشکي که به سلامي دوباره ختم مي شود.دوباره من و تويي؛ که ما شدنشان را از سرنوشت و زمان طلب مي کنند!

 

غصه نخور.من هم نخواهم خورد.شايد هم تنها به حرف.اما اين دست من نيست.حتي دست تو هم نيست. يا دست آن خدايي که فاصله را آفريد.

 

اين جاده ها خيلي ابري مي زنند و اين هوا چه هواي بيهوده ايست براي گریه هاي بودن من.

ستاره هاي اين شهر چه غريبانه به غريبه اي مي نگرند که در غربتش به قربت مي انديشد.

 

نمي هراسم از اشک هاي بي وقت و بي پروا به انتظار ما شدني دوباره.تنها به کودکي مي انديشم که در لحظه هاي زني که سايه اش در آينه روبه رويم است آرام خاطراتش را زمزمه مي کند:

 

من رشته محبت تورا پاره مي کنم،

 

شايد گره خورد، به تو نزديک تر شوم

 

سهم من: يک بغل تو!

 

 

|لينك ثابت| يكشنبه 27 خرداد 1386 نظرت چيه ؟ .. 15 نظر وجود دارد || سارا
چي شده

نمي دونم امشب چم شده!!! يعني هيچ وقت نفهميدم چرا؟ كسي ندونه فكر مي كنه از عشقي چيزي شكست خوردم. اما همش كشكه. حال و هواي امشب من مثل همون عاشقاي خيانت ديده است با اين تفاوت كه عشقي به من خيانت نكرده . فقط حسش داره منو مي كشه.

كي تحملم تموم مي شه نمي دونم. تا كي بايد خودمو له كنم. تا كي بايد بقيه رو در نظر بگيرم . پس عمر من چي؟

وقتي ميگم دلم گرفته . وقتي ميگم حالم بده . وقتي گريم مي گيره و احساس مي كنم بت احتياج دارم . . .   همه دنبال علتت مي گردن . . .  چرا؟ چته؟

بدم مياد .

از چي؟

نمي تونم بگم . يعني نمي دونم چيو بگم .

خودم جوابي براي سوالام ندارم.

دوست دارم بميرم؟

بعضي وقت ها اره بعضي وقت ها نه.

شايد با بد اخلاقي خودمو خالي مي كنم. آخه گريه هيچ وقت به من تسكين نداده .

هر كسي تو اين دنياي خدا يه دردي واسه خودش داره كه فكر مي كنه از همه بدشانس تره و از همه دردش سنگين تر و جگر سوزتره . . . 

منم مثل هركس.

وقتي چشامو باز مي كنم مي بينم من پيش خيليا حرفي براي گفتن ندارم  وقتي هم كه مي بندم كلي حرف و گلايه كه دلمو مي تركونه

امشبم با گريه چشمامو مي بندم تا ببينم.

آرامش ؟؟؟؟؟؟ .........

 همیشه لشکر اندوه به قلب ساده می تازد همیشه سبز می خشکد همیشه ساده می بازد

 

 

|لينك ثابت| پنجشنبه 24 خرداد 1386 نظرت چيه ؟ .. 12 نظر وجود دارد || سارا
روزی اگر...

 

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو:

 

« من می شناختم اورا

 

نام تو را همیشه به لب داشت

 

حتی

 

در حال احتضار

 

آن دلشکسته عاشق بی نام و بی نشان

 

آن بی قرار!

 

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو:

 

«هرروز پای پنجره غمگین نشسته بود

 

و گفتگو نمی کرد جز با درخت سرو

 

در باغ کوچک همسایه

 

شب ها به کارگاه خیال خویش

 

تصویری از بلندی اندام می کشید

 

ودر تصورش

 

تصویر تو بلندترین سرو باغ را

 

تحقیر کرده بود

 

روزی اگر سراغ من آمد به او بگو:

 

«او پاک زیست

 

 پاکتر از چشمه های نور

 

همچون زلال اشک

یا چون زلال قطره باران به نو بهار

 

آن کوه استقامت